‏نمایش پست‌ها با برچسب پرنده مهاجر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پرنده مهاجر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

عکس های داریوش اقبالی







اینم عکس های داریوش اقبالی خوانده محبوب من


دلم تنگ است دلم میسوزد از باغی که میسوزد ...
نه دیداری نه بیداری..
نه دستی از سر یاری..
مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری..
تمام عمر بستیمو شکستیم ..
به جز با پشیمانی نبستیم..
جوانی را سفر کردیم تا مرگ ..
نفهمیدیم به دنبال چه هستیم..

۱۳۸۸ فروردین ۱۹, چهارشنبه

نگاه عاشق

من نگاهتو می خواستم که قشنگترین غزل بود ---صحبت از فاجعه عشق با من از روز ازل بود--- من یه عاشق غریبم با دلی خون و شکسته ---اشک من اشک غروب روتن پیچک خسته ---آخ که چشمات چه قشنگ بود با غزلهای نگاهت ---آب میشد دلی که سنگ بود آخ که چشمات چه قشنگ بود ---چه قشنگ بود حرف چشمات با نگاه عاشق من--- کاش میموند همیشه باقی لحظه های با تو بودن---

۱۳۸۸ فروردین ۴, سه‌شنبه

تفسیر عشق از بزرگان



عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا ---عشق نخستین سبب وجود انسانیست . وونارگ ---عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد. ارد بزرگ ---عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد . شکسپیر ---عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی . شانفور--- عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست . کوستین ---عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . جبران خلیل جبران ---عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است . مادام دوژیرادرن ---عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است . زابوتن--- عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است . ژرژسان ---عشق معجزه ایست . امیل زولا ----عشق شیرینی زندگیست . مارسل تینر ----عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند . سنت بوو ---عشق یکنوع تب و حرارت شدید است . استاندال ---

۱۳۸۸ فروردین ۳, دوشنبه

اقاقیا


بر درخت اقاقيا تكيه مي‌دهي ---و برگها مي ريزند--- برگها كوچك و زرد پناهت مي‌دهند ---ابرها مي آيند و تو بارانها را خواهي ديد ---و پنجره هايي كه هر روز با حجم تنهـايي آدم ---شكلي دوباره مي گيرند ---با شانه‌هاي خميده تكيه مي‌دهي و نگاه مي‌كني ---صداي تابي كه آرام، مي‌آيد و مي‌رود --مي‌آيد و مي‌رود.... كودكي تاب خورده است و رفته است ---با گيسواني لرزان در باد....و تو ---تو هنوز نگاه مي‌كنـي به رد گامهايي كه بر شن‌ها دويده اند-- بر شن‌ها مي‌دوي امَا،امَا كودكي باز نمي گردد!!! بر درخت اقاقيا برگي نمانده است..........

کاش




کاش..... کاش می شد هيچ کس تنها نبود --کاش می شد ديدنت رويا نبود ---گفته بودی با تو می مونم--- ولی...... رفتی و گفتی آنجا جا نبود ---ساليان سال تنها مانده ام ---شايد اين رفتن سزای ما نبود ---من دعا کردم برای بازگشت ---دست های تو ولی بالا نبود--- باز هم گفتی که فردا میرسی ---کاش روز ديدنت فردا نبود........

بهترین باش


بهترین باش //اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي،بوته اي در دامنه اي باش، //ولي بهترين بوته‌اي باش كه در كناره راه مي‌رويد //اگر نمي‌تواني بوته‌اي باشي،علف كوچكي باش و چشم‌انداز كنار شاه راهي //را شادمانه‌تر كن.......// اگر نمي‌تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش،// ولي بازيگوش‌ترين ماهي درياچه! در اين دنيا براي همه ما كاري هست كارهاي بزرگ، ...كارهاي كمي كوچكتر و آنچه كه وظيفه ماست،…. چندان دور از دسترس نيست. .....اگرنمي‌تواني شاه راه باشي،كوره راه باش،--- اگر نمي‌تواني خورشيد باشي، ستاره باش،--- با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند. ---هر آنچه كه هستي، بهترينش باش......

۱۳۸۷ اسفند ۲۷, سه‌شنبه

حسرت

آه... سهم من اینست //سهم من اینست //سهم من، //آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد //سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست// و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن //سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست// و در اندوه صدائی جان دادن که به من میگوید: ((دستهایت را دوست میدارم)) دستهایم را در باغچه میکارم //سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم/// و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم //تخم خواهند گذاشت //گوشواری به دو گوشم میآویزم //از دو گیلاس سرخ همزاد// و به ناخن هایم برگ گل کوکب میچسبانم //کوچه ای هست که در آنجا //پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز// با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر// به تبسم های معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را باد با خود برد //کوچه ای هست که قلب من آنرا //از محله های کودکیم دزدیده ست //سفر حجمی در خط زمان //و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن// حجمی از تصویری آگاه//که ز مهمانی یک آینه بر میگردد //و بدینسانست //که کسی میمیرد// و کسی میماند //××× هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودال میریزد،// مرواریدی صید نخواهد کرد. //من پری گوچک غمگینی را //میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد //و دلش را در یک نیلبک چوبین// مینوازد آرام، آرام //پری کوچک غمگینی// که شب از یک بوسه میمیرد //و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد//

۱۳۸۷ اسفند ۱۷, شنبه

زندگینامه قیصر امین پور

زندگینامه
قیصر امین‏پور
متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد . در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال دارد. در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد. اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد. در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود. » "آینه ‏هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد. اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان، امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏کند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود. در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید. در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید. "گل‏ها همه آفتابگردانند" جدیدترین کتاب امین‏پور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد. دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و هم‏اکنون ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می کند وبه کارهاى پژوهشى مشغول است.
ویژگی سخن

قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه ی دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر "به قول پرستو" و "مثل چشمه- مثل رود" آوازه خوبی دارند. در طلیعه دفتر "به قول پرستو" شاعر با طرح چند پرسش ارتباط خود را با مخاطب آغاز می کند: چرا مردم قفس را آفریدند؟ ----- چرا پروانه را از شاخه چیدند؟ چرا پروازها را پر شکستند؟----- چرا آوازها را سر بریدند؟ قالبهای مورد علاقه همین پور عبارتند ار:چهارپارهغزلدو بیتی- قالب نیمایی- مثنوی
ویژگی های شعری
الف: مضمون بکر هوشیاری و دقت نظر امین پور از او شاعری مضمون یاب و نکته پرداز ساخته است. مضمون یابی و نکته پردازی او از نوعی نیست که وی را از واقعیت ها دور ساخته و نازک اندیشی های معما گونه را به ذهن و زبانش راه دهد. (مثل شاعران سبک هندی) ویژگی زبان او در عین سادگی و روانی، از زیبایی چشمگیری برخوردار است. مثلاً شعرهای لحظه سبز دعا- حضور لاله ها- لحظه شعر گفتن ب: اندیشه های نو یک تفکر سنتی در این مورد بر این باور است که هر چه بوده، گذشتگان و دیگران سروده و نوشته اند. پس آنچه سروده و نوشته می شود، تازگی و طراوت ندارد و دست کم تفسیری از آثار آنان است. اما پاسخی دیگر هست که می گوید: همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز و به خلق و کشف مدام هنری باور دارند. قیصر یکی از شاعرانی است که در این زمینه تلاش خوبی را سرگرفت. در قطعه "راه بالا رفتن" این نوگرایی در مضمون و اندیشه دیده می شود. ج: زبان امروزی امین پور در شعرهایش می کوشد از زبان امروزی در نهایت سلاست و روانی استفاده کند و رعایت کامل قوانین بکار گرفتن فرهنگ کنایات و اصلاحات به جمعیت زبان او کمک می کند. او در شعر "بال های کودکی" بیش از هر شعری فرهنگ زبانی توده مردم را وارد کرده است. د: گوناگونی موضوعات موضوعات برگزیده او ،عام و متعلق به نوجوانان و مردم است و تازگی و طراوت خوبی دارند و این فعالیت و حجم ذهنیت او را نشان می دهد. هـ: وزن یکی از راههای ارتباط با کودکان و نوجوانان در شعر استفاده از وزن ریتمیک و واژه های موزون و خوش آهنگ است و امین پور از این اوزان و نیز دیگر اوزان برای عام در شعرهایش به تنوع استفاده کرده است.
نمونه شعر
خلاصه خوبیها برای امام خمینی، از کتاب تنفس صبح
لبخند تو خلاصه خوبیهاست ----- لختی بخند خنده گل زیباست پیشانیت تنفس یک صبح است ----- صبحی که انتهای شب یلداست در چشمت از حضور کبوترها----- هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست رنگین کمان عشق اهورایی----- از پشت شیشه دل تو پیداست فریاد تو تلاطم یک طوفان----- آرامشت تلاوت یک دریاست با ما بدون فاصله صحبت کن----- ای آن که ارتفاع تو دور از ماست قصیر امین پور، در حوزه ی شعر کودک و نوجوان نامی آشناست ولی مانند بعضی از شاعران، در حوزه ی شعر کودک مکث چندانی از خود نشان نداد و بیشتر توجه خود را به نوجوانان معطوف داشت. نمونه آثار او در بخش شعر نوجوان: مثل چشمه، مثل رود(1368)- به قول پرستو(1375)- تنفس صبح(1363)- در کوچه انقلاب (1363) راز زندگی: از کتاب به قول پرستو- نشر زلال- چاپ اول 1375 غنچه با دل گرفته گفت: زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است گل به خنده گفت زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشد اوگل است گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!
آثار
1- تنفس صبح 2- در کوچه آفتاب 3- مثل چشمه ، مثل رود 4- ظهر روز دهم 5- آینه‏ های ناگهان 6- گل‏ها همه آفتابگردانند 7- گزینه اشعار « مروارید » 8- بی بال پریدن 9- طوفان در پرانتز 10- به قول پرستو « مجموعه شعر نوجوان » 11-سنت و نو آوری در شعر معاصر